خرید بک لینک
پادری هنری مارتین در کل ۱۱ ماه در ایران بود و بیشتر این زمان را در شیراز. وقتی قصد تهران کرد، از اصفهان هم عبور کرد، حال آنکه در آن شهر از قبل ژوزف سباستیانی* معروف به یوسف پادری، حضور داشت (Amanat, Mujtahids and Missionaries) و ظاهراً با علمای اصفهان، از جمله ملا علی نوری به مناظره نشسته بود. این موضوع باعث شده برخی منابع میان این دو نفر خلط کنند. در این بین مرحوم حائری به تردید افتاده، (نخستین رویارویی، ۵۲۶) و برخی نویسندگان به خطا رفتهاند. تنکابنی در تذکرهٔ ملا احمد نراقی، میان مارتین و سباستیانی خلط کرده و مینویسد: «پادری به لباس مبدل چند سال در خدمت آخوند ملا علی نوری تلمذ نموده» (قصص العلماء، ۱۲۹) مفتون دنبلی، در مآثر سلطانیه از «یوسف نام پادری» کرده که به اصفهان آمده و نزد علمای آنجا به تحصیل پرداخت. (نخستین رویارویی، ۵۲۶) یوسف پادری، کشیشی کاتولیک ایتالیایی بود که به نوشتهٔ جیمز موریه، حداقل ۱۵ سال در محلهٔ ارمنینشین جلفای اصفهان ساکن بود و در آنجا متولی کلیسایی بازمانده از یک سده پیش بود. (سفرنامه جیمیز موریه ج۲، ۱۸۴) طبق همان گزارش، پادری یوسف در حدود سال ۱۸۱۲ یا ۱۸۱۳ در

برچسب: نویسنده: سارا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 5:43

از کتاب مسافرت به ایران، نوشتهٔ مُریتز فون کُتزبوئه* (فرزند اوگوست فون کُتزبوئه)، از همراهان سفیر کبیر روسیه که در سال ۱۸۱۷ به ایران و درباره فتحعلی شاه آمدند: منجم دست روى صفحه اى از کتاب خود که پر از نقاط سیاهى که شاید صور شیاطین بود نهاده پرسید علت وزش بادها چیست؟ گفتم انقباض و انبساط متناوب حجم هوا که زمانى از حرارت اشعه آفتاب منبسط و زمانى از غروب کردن آفتاب و نقصان درجه حرارت منقبض شده تخلیه حاصل میشود و هوا بشدت یا ضعف رو بدان قسمت مى رود در چنین موارد وضعیتى که حادث میشود باد مى نامیم و بامتدادات مختلفه ممکنست سیر کند، بعلاوه گفتم هواى اطراف کره زمین حدى دارد که از آن ببعد ابر و پس از آن خلأ شروع مى شود که محیط گردش دیگر ستارگانست. منجم ایرانى فریاد برآورد و گفت عجب خلط مبحثى مى کنند، اروپائیان به آثار توجهشان خیلى کم است و بیشتر مبدأ و سبب را جستجو مى کنند، حتى در موضوع چیزهایى که بچشم مى بینند. ولى بدانید که باد ماده اى است که بهخودى خود وجود داشته و دائم در حرکت است و تمام فضائى را که اشیاء مرئى و غیر مرئى در آن حرکت مى کند فرامیگیرد. اگر باد نبود ستارگان دنباله دار

برچسب: نویسنده: سارا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 5:43

هر چند به گفتهٔ مرحوم شهید مطهری، «اسلام بست ندارد»، اما در شرایطِ ضعفِ دستگاه مرکزی و ناکارامدی دستگاه قضایی، بستنشینی، راهکاری برای زمانخریدن، به تعویق انداختن و یا نهایتاً فیصلهٔ تعقیب و مجازات دولتی و حقوقی بود. پولاک، طبیب ناصرالدین شاه، دربارهٔ اهمیت این سنت در میان مردم مینویسد: «سراسر مشهد برای کسانی که از نظر دزدی، اختلاس و حتی ضربه منجر به مرگ تحت تعقیباند بست محسوب میشود... اما آدمکشان سرشناس و خیانتکاران و وطنفروشان، یعنی کسانی که که شاه به ثروت آنان چشمداشت دارد، فقط در صحن میتوانند پناه بجویند. ولی هرگاه در نقطهای دورتر، مثلاً در داخل حوزه دیده شوند، فقط ه فرمان متولیباشی میتوان آنها را دستگیر و خارج کرد، نه به دستور دولت. در داخل بقعه هیچ کس را به هیچ عنوان نمیتواند دستگیر کرد. حداکثر کاری که میتوان کرد این است که متولیباشی مانع از رساندن مواد غذایی به فرد جنایتکار گردد، تا جای که گرستگی او را ناگزیر به خارج شدن از آن مکان مقدس کند. معهذا بست چنان مورد احترام خاص مردم است که با وجود نهی متولیباشی باز مردم متدینی یافته میشوند که پنهانی به این پناهنده غ

برچسب: نویسنده: سارا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 5:43

کمی پیش از این ماجرای لشکرکشی شاه به اصفهان، و به هنگام محاصرهٔ هرات، مکنیل وزیر مختار بریتانیا در ایران، به سبب فتنهانگیزی و وقتکشی به قصد رسیدن کشتیهای جنگی بریتانیا به جنوب ایران، از اردوی شاه اخراج شد. قبل از خروج از ایران، از زنجان، نامهای «مبنی بر اخلال و افساد امور دولتی» به سید محمد باقر شفتی مجتهد مقتدر و معروف اصفهان، معروف به حجت الاسلام نوشت، تا به نوعی از فاصلهٔ میان شاه و او به سود دولت خود بهرهبرداری کند. این نامه بعداً مورد اعتراض رسمی دولت ایران قرار گرفت. (شرح مأموریت آجودانباشی، ۴۱۵) هما ناطق بدون ذکر منبع مینویسد: «بدتر و مهمتر از همه داستان هرات بود، در ۱۸۳۷. شفتی با سفیر انگلیس علیه حکومت متحد شد و همراه با روحانیون دیگر فتوا داد که لشکرکشی محمد شاه به هرات خطاست. همچنین فرستادهٔ انگلیس، دکتر مکنیل، پیشوای مسلمانان را در اعلام خودمختاری از حکومت مرکزی مشوق آمد.» (ایران در راهیابی فرهنگی، ۵۶) ماشاءالله آجودانی، هم همین موضوع را به نقل از ناطق بازگو کرده است. (مشروطهٔ ایرانی، ۹۹) منبعی برای این فتوای مجعول وجود ندارد و از قضا پاسخ شفتی به نامهٔ مکنیل، خلا

برچسب: نویسنده: سارا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 5:43

دربارهٔ زادگاه سید جمالالدین حسینی اسدآبادی میان محققان اختلاف است. معمولاً ایرانیان او را ایرانی و افغانیان او را افغانی میدانند. ادوارد براون و برخی دیگر از نویسندگان اروپایی او را ایرانی میدانند. خود او هم معمولاً خود را افغانی معرفی میکرده است، حال به ملاحظهٔ وضعیت تشیع در جهان اسلام یا چیز دیگر. آنچه مقبولتر است ظاهراً ایرانی بودن اوست، با این حال سخن قطعی از دو دههٔ اول عمر سید نمیتوان گفت. سید جواد طباطبایی مدخل مربوط به سید جمال را در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی نوشته است. مدخلی برگزیده. آنچه عجیب و در عین حال جالب است این بخش مدخل است: محیط طباطبایی در تحقیقاتی که دربارۀ سید کرده، با بیان این نکته که در هرات محلی به نام اسدآباد وجود ندارد و 35 سال جست و جوی او به نتیجهای نرسیده، این نکته را نیز یادآور شده است که در دیداری از افغانستان در 1356ش از فضلای آن کشور دربارۀ اسعدآباد ــ یا شیرکدهای که در برخی از منابع عربی سید را به آن محل نسبت دادهانـد ــ پرسش کرده، اما کسی نتوانسته است «محل معینی را به چنین اسم و رسمی در روی نقشه، و مدرکی» دال بر وجود چنین محلی به او نشان ده

برچسب: نویسنده: سارا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 5:43

صفحه بندی